خانه اطلاعات علمی مطالب گوناگون مرگ ، هستی یا نیستی؟

taj gol

مرگ ، هستی یا نیستی؟

پدیده مرگ همواره یکی از دغدغه های اصلی انسان در این کره خاکی بوده است.

.

انسان ها در برخورد با اموری که به رایشان ناشناخته است، تفسیر و برداشت های متفاوتی ارائه می دهند. گاه این تفاوت ها، ریشه در محیط اجتماعی و حتی طبقاتی فرد دارد؛ گاهی یک چیز در جوامع متفاوتی، چیزی هایی متفاوت انگاشته می شود. واکنش های متفاوت نیز در هنگام بروز این چیزها از سوی افراد جوامع مختلف رخ می دهد.

این واکنش های عاطفی چون عشق، هراس و خشم، گستره وسیع و متضاد و حتی متناقضی را باز می نماید. بسیاری از افراد که با چیزهای ناشناخته برخورد می کنند، تفسیرهای متفاوتی به دست می دهند. آدم ها در توضیح تجربه های غیر عادیشان به اندیشه ها و باورهایی توسل می جویند که برای آن ها آشنا و تا اندازه ای معتبر باشد؛ آن ها حتی ممکن است که به خاطر فقدان هرگونه تفسیر معتبر دیگر، ناچار به توسل به یک چنین اندیشه ها و نتیجه گیری هایی شوند، قضیه ای که شاید مایه شگفتی خود آن ها نیز باشد.

پدیده مرگ همواره یکی از دغدغه های اصلی انسان در این کره خاکی بوده است. اینکه مرگ پایان حیات است یا آغاز حیاتی جدید، همواره ذهن انسان را به خود مشغول ساخته و او را به تفکر و تأمل واداشته است. مرگ، یک واقعیت انکارناپذیر و ناگزیر و تفاوت واکنشی افراد با این واقعیت، برخاسته از تفاوت هایی شخصی، اجتماعی، فرهنگی و مانند آن است. واکنش طبیعی بسیاری از افراد در قبال آن، چیزی جز هراس نیست. وقتی مرگی پیش می آید، هراس ها و عواطف نیرومندی در نزدیکان شخص مرده پدید می آورد؛ چون هر مرگی روابط را از هم می گسلد و الگوی معمولی زندگی آدم ها را در هم می شکند و بنیادهای اخلاقی جامعه را به لرزه در می آورد.

مرگ، نه تنها موجب نمی شود تا زندگی پوچ و بیهوده جلوه کند؛ بلکه به زندگی این جهانی معنا و مفهوم می بخشد؛ و از کارکردهای مرگ می توان معنا بخشی به زندگی دنیایی دانست؛ چون مرگ است که آفرینش هستی را از بیهودگی خارج می سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم می بخشد

ماهیت مرگ از نگاه قرآن

در دیدگاه قرآن، مرگ به معنای فنا و نابودی نیست؛ بلکه دریچه ای به سوی جهان جاودانگی و بقاست. حقیقت مرگ مانند حقیقت حیات و زندگی، از اسرار هستی است که تاکنون بر کسی روشن نشده است؛ بلکه آنچه از حقیقت آن می شناسیم، تنها آثار آن است.

از نظر قرآن، مرگ یک امر عدمی و به معنای فنا و نیستی نیست، بلکه امری وجودی و انتقال و عبور از جهان به جهانی دیگر است؛ از این رو بسیاری از آیات قرآن از مرگ به توفی به معنای بازگرفتن و دریافت روح از تن تعبیر کرده اند. به عبارت دیگر مرگ، از مخلوقات و امر وجودی و دریچه ای به سوی زندگی دیگر، در سطحی بسیار وسیع تر و آمیخته با ابدیت است؛ همچنان که خداوند می فرماید: «وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ َلإِلَی اللّهِ تُحْشَرُونَ؛ اگر بمیرید و یا کشته (شهید) شوید، به سوی خدا باز می گردید».(۱).

مرگ پایان راه نیست؛ بلکه آغاز راهی است که به وسیله آن به جهان دیگر منتقل می شوید و این جهان با همه عظمتش، تنها مقدمه ای برای جهان گسترده تر و فراخ تر، جاودانی و ابدی است؛ به عبارتی دیگر مرگ، نه تنها موجب نمی شود تا زندگی پوچ و بیهوده جلوه کند؛ بلکه به زندگی این جهانی معنا و مفهوم می بخشد؛ و از کارکردهای مرگ می توان معنا بخشی به زندگی دنیایی دانست؛ چون مرگ است که آفرینش هستی را از بیهودگی خارج می سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم می بخشد.

علل ترس از مرگ

واکنش طبیعی انسان در برابر ناشناخته ای چون مرگ، ترس و هراس است. ریشه ترس را نیز می توان در این جست که مرگ را پایان، فنا و نیستی تصور می کنند و انسان به طور طبیعی و ذاتی گرایش به بقا و جاودانگی دارد و از نیستی و نابودی می گریزد. اگر آدمی مرگ را به این معنا تفسیر کند، به طور یقین از آن گریزان و همین امر، عاملی برای اضطراب و عدم آرامش او در طول زندگی خواهد بود و حتی در بهترین حالات زندگی و در اوج پیروزی و سعادت دنیوی و خوشبختی، اندیشه و تصور این مطلب که روزی این زندگی به پایان خواهد رسید، شهد زندگی را در کام او زهر می کند و همواره در نگرانی و اضطراب به سرمی برد.

اما اگر به مرگ با این دیدگاه نگریسته شود که دروازه ورود به عالم دیگری است که جاودانی است و پایانی ندارد، تأثیر مهمی در رفتار و کنش و واکنش انسانی برجای می گذارد و به عنوان یک عامل مؤثر در ترغیب و تشویق آدمی به نیکی ها و مبارزه با زشتی ها به شمار می آید. اثرات ایمان به زندگی پس از مرگ در اصلاح افراد فاسد و تشویق افراد فداکار و مجاهد، به مراتب بیشتر از هر عامل دیگری است؛ همچنان که عدم ایمان به آن و یا فراموشی مرگ و جهان دیگر، سرچشمه بسیاری از گناهان و رفتارهای زشت و ناپسند است: «فَذُوقُوا به ما نَسیتُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا إِنّا نَسیناکُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ به ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ « (و به آن ها می گوییم:) بچشید (عذاب جهنم را)! به خاطر اینکه دیدار امروزتان را فراموش کردید، ما نیز شما را فراموش کردیم و بچشید عذاب جاودان را به خاطر اعمالی که انجام می دادید».(۲)

امام حسین (ع) فرموده اند: پدرم از رسول خدا نقل فرمود که دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است؛ مرگ پل آن ها به باغ های بهشت و پل این ها به دوزخ و جهنم است

وقتی آدمی مرگ را دروازه ورود به دنیایی جاودانه بداند، برایش «همانند کندن جامه چرکین و پر از حشرات و جانوران موذی، گشودن بند و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به جامه های فاخر، لباس های خوشبو و مرکب های راهوار و خانه های مناسب است و یا همانند خوابی است که هر شب به سراغ آدمی می آید، جز آنکه زمان طولانی تری در خواب مرگ است».(۳).

هم چنانکه امام حسین علیه السلام نیز فرموده است: «شکیبایی کنید ای فرزندان مردان بزرگوار! مرگ تنها پلی است که شما را از ناراحتی ها و رنج ها به باغ های وسیع بهشت و نعمت های جاودان منتقل می کند، کدام یک از شما از انتقال یافتن از زندان به کاخ ناراحت هستید؟ و اما نسبت به دشمنان شما همانند این است که شخصی را از کاخی به زندان و عذاب منتقل کنند. پدرم از رسول خدا نقل فرمود که دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است؛ مرگ پل آن ها به باغ های بهشت و پل این ها به دوزخ و جهنم است».(۴)

پی نوشت ها:

۱. آل عمران: ۱۵۸.

۲. سجده: ۱۴.

۳. بحارالانوار، ج ۶، ص ۶۵۵.

۴. معانی الاخبار، ص ۲۸۹.

زهرا رضاییان

منبع

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو − 1 =